شهرساری کیلومتر 5 جاده دریا

مجموعه فروشگاهی . پذیرایی و تفریحی
لاویسان واقع در استان توریستی مازندران


زیورآلات کلاسیک وشال روسری ومزون مانتوخانمهاو لباس 

آقایان برند وخوشمزه ترین پیتزاواستریپس باتالار عروسی وبام 

رستوران   وقلیان

وکافی شاپ بایدببینید وامتحان کنید مطمئنا مشتری دائمی می شوید

میریم مجتمع لاویسان یا...................؟

- دید آزاد به مناظر طبیعی

- محیطی بسیار شیک و دنج و زیبا

- استفاده از مواد مصرفی مرغوب

- ظرفیت رستوران 200 نفر

- دارای پارکینگ اختصاصی

- مجتمع پذیرایی لاویسان به رتبه درجه 1 ممتاز دارای امکانات: تالار مراسم (آقایان و خانم ها)، رستوران کلاسیک، سفره خانه سنتی، فست فود، کافی شاپ، فروشگاه البسه می باشد

loveysun.mihanblog.com

facebook/loveysun

Info : 09356200136 , 09375577916

loveysun/+google

روابط عمومی : 09111557842

  تبلیغات و برنامه ریزی : 09111514410  
 Griffin - گیریفین

قلمو



طبقه بندی: تقدیمی هایم .....به عزیزانم، 
برچسب ها:target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،  

تاریخ : پنجشنبه 30 آبان 1392 | 11:54 ب.ظ | نویسنده : میترا فامیلی | نظرات

زبید خاتون و بهلول

هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد… پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد.آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت.
ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی ازخدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت: بهلول، چه می سازی؟
بهلول با لحنی جدی گفت: بهشت می سازم.
همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت: آن را می فروشی؟!
بهلول گفت : می فروشم.
- قیمت آن چند دینار است؟
- صد دینار.
زبیده خاتون گفت : من آن را می خرم.
بهلول صد دینار را گرفت و گفت : این بهشت مال تو، قباله آن را بعد می نویسم و به تو می دهم.
زبیده خاتون لبخندی زد و رفت.

بهلول، سکه ها را گرفت و به طرف شهر رفت. بین راه به هر فقیری رسید یک سکه به او داد. وقتی تمام دینارها را صدقه داد، با خیال راحت به خانه برگشت.
زبیده خاتون همان شب، در خواب، وارد باغ بزرگ و زیبایی شد. در میان باغ، قصرهایی دید که با جواهرات هفت رنگ تزئین شده بود. گلهای باغ، عطر عجیبی داشتند. زیر هر درخت چند کنیز زیبا، آماده به خدمت ایستاده بودند. یکی از کنیزها، ورقی طلایی رنگ به زبیده خاتون داد و گفت : این قباله همان بهشتی است که از بهلول خریده ای !!! 
وقتی زبیده از خواب بیدار شد از خوشحالی ماجرای بهشت خریدن و خوابی را که دیده بود برای هارون تعریف کرد.
صبح زود، هارون یکی از خدمتکارانش را به دنبال بهلول فرستاد. وقتی بهلول به قصر آمد، هارون به او خوش آمد گفت و با مهربانی و گرمی از او استقبال کرد. بعد صد دینار به بهلول داد و گفت : یکی از همان بهشت هایی را که به زبیده فروختی به من هم بفروش! 
بهلول، سکه ها را به هارون پس داد و گفت : به تو نمی فروشم !!! 
هارون گفت : اگر مبلغ بیشتری می خواهی، حاضرم بدهم.
بهلول گفت : اگر هزار دینار هم بدهی، نمی فروشم!!! 
هارون ناراحت شد و پرسید : چرا؟
بهلول گفت : زبیده خاتون، آن بهشت را ندیده خرید، اما تو می دانی و می خواهی بخری، من به تو نمی فروشم!

 


حکایت بهلول و جنید بغدادی

شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او، شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند او مردی دیوانه است. گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند.

شیخ پیش او رفت و در مقام حیرت مانده سلام کرد. بهلول جواب سلام او را داده پرسید چه کسی هستی؟ عرض کرد منم شیخ جنید بغدادی.

فرمود تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می‌کنی؟ عرض کرد آری..

بهلول فرمود طعام چگونه می خوری؟ عرض کرد اول بسم‌الله می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه کوچک برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه که می‌خورم بسم‌الله می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم...

بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود تو می‌خواهی که مرشد خلق باشی در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی و به راه خود رفت.

مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است. خندید و گفت سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روانه شد تا به او رسید. بهلول پرسید چه کسی؟ جواب داد شیخ بغدادی که طعام خوردن خود را نمی‌داند.

بهلول فرمود آیا سخن گفتن خود را می‌دانی؟ عرض کرد آری.

بهلول پرسید چگونه سخن می‌گویی؟ عرض کرد سخن به قدر می‌گویم و بی‌حساب نمی‌گویم و به قدر فهم مستمعان می‌گویم و خلق را به خدا و رسول دعوت می‌کنم و چندان سخن نمی‌گویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت می‌کنم. پس هر چه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد.

بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نمی‌دانی..

پس برخاست و دامن بر شیخ افشاند و برفت. مریدان گفتند یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟ جنید گفت مرا با او کار است، شما نمی‌دانید.

باز به دنبال او رفت تا به او رسید. بهلول گفت از من چه می‌خواهی؟ تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی‌دانی، آیا آداب خوابیدن خود را می‌دانی؟ عرض کرد آری.

بهلول فرمود چگونه می‌خوابی؟ عرض کرد چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب می‌شوم، پس آنچه آداب خوابیدن که از حضرت رسول (علیه‌السلام) رسیده بود بیان کرد. بهلول گفت فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمی‌دانی.

خواست برخیزد جنید دامنش را بگرفت و گفت ای بهلول من هیچ نمی‌دانم، تو قربه‌الی‌الله مرا بیاموز.

بهلول گفت چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم.

بدانکه اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از این گونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود. جنید گفت جزاک الله خیراً!

و در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد و آن گفتن برای رضای خدای باشد و اگر برای غرضی یا مطلب دنیا باشد یا بیهوده و هرزه بود.. هر عبارت که بگویی آن وبال تو باشد. پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد.

و در خواب کردن این‌ها که گفتی همه فرع است. اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد بشری نباشد.


بهلول و بوی غذا

یک روز عربی ازبازار عبور میکرد که چشمش به دکان خوراک پزی افتاد از بخاری که از سر دیگ بلند میشد خوشش آمد تکه نانی که داشت بر سر آن میگرفت و میخورد هنگام رفتن صاحب دکان گفت تو از بخار دیگ من استفاده کردی وباید پولش را بدهی مردم جمع شدن مرد بیچاره که از همه جا درمانده بود بهلول را دید که از آنجا میگذشت از بهلول تقاضای قضاوت کرد ،بهلول به آشپز گفت آیا این مرد از غذای تو خورده است؟

آشپز گفت نه ولی از بوی آن استفاده کرده است. بهلول چند سکه نقره از جیبش در آورد و به آشپز نشان داد و به زمین ریخت وگفت؟ ای آشپز صدای پول را تحویل بگیر.
آشپز با کمال تحیر گفت :این چه قسم پول دادن است؟ بهلول گفت مطابق عدالت است:«کسی که بوی غذا را بفروشد در عوض باید صدای پول دریافت کند»


بهلول و تقسیم پول میان نیازمندان

روزی هارون الرشید مبلغی به بهلول داد که بین فقرا و نیازمندان قسمت کند. بهلول وجه را گرفت و لحظه ای بعد آنرا به خلیفه بازگرداند.

هارون دلیل این امر را سئوال کرد، بهلول گفت: هر چه فکر کردم از خلیفه محتاج تر و فقیرتر نیافتم. چرا که می بینم ماموران تو به ضرب تازیانه از مردم باج و خراج می گیرند و در خزانه ی تو می ریزند، از این جهت دیدم که نیاز تو از همه بیشتر است، لذا وجه را به خودت بازگرداندم


بهلول و تقسیم عادلانه


گویند روزگاری کار بر ایرانیان دشوار افتاده بود، و آن دشواری دندان طمع عثمانی را تیز کرده و سلطان عثمانی به طمع جهانگشایی چشم بر دشواری‌های ایرانیان دوخته بود. پس ایلچی فرستاد که همان سفیر است، تا ایرانیان را بترساند و پس از آن کار خویش کند.

ایلچی آمد و آنچنان که رسم ماست با عزت و احترام او را در کاخی نشاندند و خدمت‌ها کردند. به روز مذاکره رسمی وکیلان همه یک رای شدند که این مذاکره حساس است و بدون بهلول رفتن به آن دور از تدبیر کشورداری است. وزیر که خردمند بود گفته وکیلان مردم پذیرفت و بهلول را خواست و خواهش کرد او هم همراه باشد. بهلول که هشیار بود و با نیک و بد جهان آشنا، هیچ نگفت و پذیرفت.

سفره گستردند و آنچنان که رسم ماست به میهمان‌نوازی پرداختند. بهلول روبروی سفیر عثمانی در آن سوی سفره نشسته بود. پلو آوردند در سینی‌های بزرگ، و بر سفره چیدند، زعفران بر آن ریخته و به زیبایی آراسته. سفیر عثمانی به ناگهان کاردی برگرفت و هر چه زعفران بر روی پلو بود به سوی خویش کشید و نگاهی به بهلول انداخت. بهلول هیچ نگفت. قاشقی برداشت و با ادب بسیار نیمی از زعفران سوی خود آورد و نیم دیگر برای سفیر گذاشت. سفیر برآشفت و با کارد خویش پلو را به هم زدن آغاز کرد. آنچنان بلبشویی شد که کمتر زعفرانی دیده می‌شد و بخشی از پلو هم به هر سوی سفره پراکنده شده بود. بهلول دست در جیب کرد و دو گردو به روی پلو انداخت. سفیر آشفته شد و تاب نیاورد و خوراک وانهاد و دستور رفتن داد.

عثمانی‌ها بی‌ خوردن خوراک و با شتاب بر اسب‌ها نشسته و رفتند. وزیر که خردمند بود اما در کار بهلول وامانده و از ترس رنگش مانند زعفران گشته، نالان شد و به بهلول گفت این چه کاری بود، همه کاسه‌کوسه‌ها به هم ریخته شد و آینده ناروشن است. بهلول پاسخ داد مذاکره پایان یافت و بهتر از آن شدنی نبود. وزیر چگونگی آن پرسید. همگان ادب بهلول بر سفره دیده بودند و او بی‌کم و کاست تدبیر خویش نیز بگفت.

سفیر آنگاه که کارد برگرفت و همه زعفران سوی خویش کشید، دو چیز گفت. نخست آن که با کارد آغازید و نه با قاشق، یعنی که تیغ می‌کشیم و دیگر اینکه همه جهان از آن ماست، تسلیم شوید. من قاشق برداشتم و نیمی پیش کشیدم. یعنی که نیازی به تیغ کشیدن نیست، نیم از آن شما و نیمی هم از ما. او برآشفت و پلو به هم زد و من نیز دو گردو انداختم. و این گردو که در قم و ری به آن جوز هم گویند، چون دو شود همه دانند که چه گوید، شما چگونه ندانی، مگر ایرانی نیستی. وزیر شرمگین شد و آفرین‌ها بر بهلول خواند.

و بدینگونه است که بهلول را که به راستی دیوانه‌ای بود الپر، و دیوانگی‌های بسیار داشت، دانا نیز گفته‌اند، از آنجا که به روز حادثه خردمندتر از هر فلسفه‌باف گنده دماغ و فقه‌خوان خشک‌مغز بود.




طبقه بندی: پند و اندرز خودمانی وحکایتهای مدیریتی، 
برچسب ها:target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،  

تاریخ : جمعه 27 تیر 1393 | 03:14 ب.ظ | نویسنده : میترا فامیلی | نظرات


 

گروه سرگرمی روزنه

 

گروه سرگرمی روزنه

 

گروه سرگرمی روزنه

 

گروه سرگرمی ROZANEH

 

گروه سرگرمی ROZANEH

 

www.ROZANEHONLINE.com

 

www.ROZANEHONLINE.com

 

http://www.rozanehonline.com

 

روزنه آنلاین

 

www.ROZANEHONLINE.com

 

روزنه آنلاین

 

گروه سرگرمی روزنه

 

گروه سرگرمی روزنه

 

گروه سرگرمی روزنه

 

گروه سرگرمی ROZANEH

 

گروه سرگرمی ROZANEH

 




طبقه بندی: آرایشی و بهداشتی ومکاپ وشینیون، 
برچسب ها:target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،  

تاریخ : جمعه 27 تیر 1393 | 03:02 ب.ظ | نویسنده : میترا فامیلی | نظرات


چطور پهلوها(Love Handles) را آب کنیم ؟

آیا چربی هایی که دور کمر و پهلوها جمع شده اند شما را آزار می دهد، حتما مایلید تا روشی برای آب کردن سریع پهلوها پیدا کنید ، حقیقت مهمی در این مورد وجود دارد که باید بدانید !

هر کس که می خواهد وزن کم کند با بخش هایی از بدن دچار مشکل می شود.مثلا در بعضی افراد چربی ها در ران و پاها جمع می شوند و بعضی دیگر درگیر کم کردن چربی بازوهای خود هستند. اماواقعیت اینست که تنها راه برای از بین بردن چربی های قسمت خاصی از بدن، از بین بردن چربی های کل بدن است و کم کردن چربی تنها قسمتی از بدن امکان پذیر نیست. 
خوب پس حالا سوال اینست که برای آب کردن چربی های بدن باید چه کارهایی انجام دهیم ؟

 مرحله اول : درست غذا بخورید  

 

جذب کالری را کم کنید

متاسفانه هیچ راهی برای از بین بردن چربی ناحیه خاصی از بدن وجود ندارد.اگر بخواهید وزنتان را کنترل کنید، مجبورید که وزن کل بدن را با کاهش کالری جذب شده روزانه، کاهش دهید.
مقدار کالری که روزانه می خورید را با نوشتن نوع غذا در یک دفتر یادداشت روزانه محاسبه کنید.همچنین می توانید از اپ های رایگانی که به شما در دانستن مقدار کالریتان و حجم کالری موجود در غذاهای مختلف کمک می کند، استفاده کنید !
اگر هدف شما این است که به سرعت وزن خود را کم کنید، باید بین 1050 تا 1200 کالری در روز مصرف کنید.البته لازم به ذکر است که مصرف کمتر از 1200 کالری در روز در دراز مدت کارسختی است.غذا خوردن در این رنج اگر با ورزش مداوم همراه باشد، می تواند به شما کمک کند که هفته ای 1 تا 2 کیلو کم کنید.

lose-love-handeles-2

رژیم غذایی متعادل داشته باشید

رژیم غذایی شما باید اصولا شامل میوه ها ، سبزیجات، انواع غلات و دانه های روغنی باشد. حذف کردن غذاهای سرخ شده و شکر اضافی از رژیم و انتخاب منابع پروتئینی سالم مثل گوشت مرغ، ماهی و بوقلمون بدون ایجاد اضافه وزن، کالری شما را تامین می کند.
بهترین راه برای جلوگیری از خوردن غذاهای ناسالم، خودداری از خوردن فست فود است.اگر شما مواد غذایی سالم خریداری کنید، غذاهای سالم خواهید خورد.وعده های غذاییتان را تا حد امکان خوتان در خانه بپزید، چون بیشتر غذاهای رستورانی در کره و شکر و روغن خوابانده می شوند. وقتی خودتان آشپزی می کنید، از شر کره خلاص می شوید . از روغن زیتون استفاده کنید یا به جای آن غذا را آب پز کنید.وقتی از بیرون سفارش می دهید، کالری مورد نیازتان را با درخواست سس در کنار غذا محدود کنید و غذاهای پر از پروتئین مانند پیتزا و پاستا را انتخاب کنید.
محدود کردن مقادیر نشاسته و سدیمی که می خورید، می تواند به مبارزه با مایعات اضافه بدن کمک کند. مایعاتی که در بیشتر اوقات دلیل اصلی نفخ شکم است.

lose-love-handeles-1

رژیم های باب روز را رها کنید

رژیم های سخت ممکن است نتیجه فوری بدهد ولی اگر از این رژیم ها استفاده کنید، احتمال زیاد اضافه وزنتان به محض اینکه رژیم را رها کرده و به سبک زندگی عادی برگردید، برمی گردد.به علاوه اینکه اغلب رژیم های سخت شامل کلیه غذاهای پرحجم می باشد که در دراز مدت به بدن آسیب می رساند.

زیاد آب بنوشید

مطمئن شوید که روزی حد اقل 8 لیوان آب می خورید.آب شما را سیر نگه می دارد، انرژی می دهد و از گسترش بیماری های مختلف جلوگیری می کند. به خصوص زمان ورزش کردن نوشیدن آب اهمیت زیادی دارد.


اسنک های سالم بخورید

برای بیشتر افراد، اضافه وزن از چیزهایی که در وعده های غذایی می خورند ایجاد نمی شود، بر عکس از چیزهایی است که میان وعده می خورند.مثل عادت خوردن غذاهای سرپایی وقتی که با بی خیالی رو به روی فریزر می ایستید و یا کابینت ها را می گردید.به جای آن از میان وعده های سالم مثل هویج ،کرفس،سیب، و ماست استفاده کنید.
از نوشیدن چای در آخر شب یا جویدن آدامس در شب خودداری کنید و یک زمان مثلا 7 یا 8شب برای خودتان در نظر بگیرید که بعد از آن نمی توانید هیچ غذایی بخورید.

 

 مرحله  دوم : ورزش کنید 

 

هیچ ورزش جادویی برای آب کردن صرفا پهلوها وجود ندارد ولی تمرین و بدنسازی چربی ها را آب کرده و ماهیچه ها را می سازد و در نتیجه خود به خود فرم بدنتان متناسب خواهد شد و این شامل پهلوها هم می شود .

تمرین کرانچ دوچرخه 

کاملا صاف به پشتتان بخوابید و دستهایتان را پشت سرتان قرار دهید. پاهایتان را بالاتر از زمین قرار دهید. زانوی چپ را جمع و به سرتان نزدیک کنید.بدنتان را جوری جمع کنید که بازوی راستتان به زانوی چپتان برسد.حالا پای چپتان را صاف کنید و همین کارها را برای طرف دیگر انجام دهید.زانوی راست را به بازوی چپتان برسانید.
برای یک دور 15 تا 20 بار این کار را انجام دهید و وقتی قوی تر شدید تعداد مراتب تمرین را زیاد کنید.

دوچرخه کرانچ

 

russian twists 

با پشت کشیده روی زمین بنشینید و پاهایتان را دراز کنید.زانوها را کمی خم کرده و کف پا را به زمین بچسبانید.پشتتان را خم کنید طوری که کمی کمتر از 90 درجه خم شود.توپ یا وزنه 2 تا 4 کیلویی در دستهایتان نگه دارید و بدنتان را به چپ خم کنید. بدن را به حالت عادی برگردانده و همین کارها را برای سمت راست بدن انجام دهید. 20 تا 25 بار تکرار کنید.

russian twists


ساید پلانک

این حرکت را با کمک آرنج راستتان شروع کنید و آرنج چپ را روی باسن قرار دهید.مطمئن شوید که بدن کاملا به حالت تخته صاف شده است و برای 30 تا 60 ثانیه به این حالت بمانید. بعد برای سمت دیگر بدن انجام دهید.

ساید پلانک

 

کلاسهای آمادگی جسمانی را امتحان کنید.

یوگا و پیلاتس به فرم دادن بدن کمک می کنند.ششها و ماهیچه ها را تقویت می کنند.این نوع ورزش ها برای خانم هایی که از چاق و بدقواره شدن می ترسند، بسیار مناسب است.به یک گروه یوگا بپیوندید و یا در کلاسهای دیگر ثبت نام کنید.

تمرینهای ایروبیک انجام دهید.

تمرینهای کاردیو نه تنها سلامت عمومی شما را بهتر می کند و چربی ها را می سوزاند، بلکه متابولیسم را زیاد می کند تا بتوانید زمانهایی که ورزش نمی کنید هم چربی ها را آب کنید. بدوید، پیاده روی سریع کنید، کوهنوردی، دوچرخه سواری، رقص و موتورسواری کنید.
شما باید حداقل به مدت 30 دقیقه، 5بار در هفته تمرینهای کاردیو انجام دهید تا سلامت عمومیتان را حفظ کنید و وزنتان را کم کنید.
اگر شما زمان کافی برای ورزش های عادی ندارید، سعی کنید فعالیت بیشتری در زندگی روزمره خود قرار دهید.بیشتر مسافت ها را به جای رانندگی کردن پیاده بروید.کارهای روزانه خانه را انجام دهید به خرید بروید، از مغازه ها دیدن کنید و امثال آنها...

 

  مرحله سوم : داشتن انگیزه و نظم 

 

ابزار اندازه گیری داشته باشید.

از یک متر برای اندازه گیری دور کمر، دور شکم و باسنتان استفاده کنید.متر کمک می کند متوجه پیشرفتتان شوید و خیلی مفیدتر از دیگر ابزار اندازه گیری است وقتی که چربی ماهیچه ها زیاد می شود.

خودتان را وزن کنید.

کاهش وزن به معنی از بین بردن چربی های اضافه است. یک یا دو بار در هفته صبح ها قبل از اینکه چیزی بخورید، خود را وزن کنید.فراموش نکنید که لباسها و کفشها وزن دارند. آنها را در نظر بگیرید یا بدون آنها وزن بگیرید.
ترازوهای دیجیتال قابل اعتمادتر از ترازوهای عقربه دار است.

دفترچه غذا تهیه کنید.

مطالعات نشان می دهد افرادی که مقدار غذای خوراکی خود را یادداشت می کنند بهتر از افراد دیگر وزن کم می کنند.دفترچه غذا به شما کمک می کند برنامه ریزی داشته باشید و مسئول تصمیماتی که می گیرید، باشید و بیشتر متوجه انتخابهایتان باشید.

یک دوست ورزشکار یا تحت رژیم پیدا کنید.

کاهش وزن همراه با فردی دیگر میتواند منبع تقویت روحیه باشد.با کمک هم تمرینها را جالب تر کنید و زمانی که یکی از شما کم می آورد و تسلیم می شود به هم انگیزه دهید.

نکته:
کاردیو تنها راه قطعی نیست که به سوزاندن چربی های اضافه شکم کمک می کند.بدنسازی به ساختن ماهیچه ها کمک می کند و ماهیچه ها منبع خوبی برای مصرف کالری هستند، اما هدف اصلی آن چربی ها نیستند.تنها راه سوزاندن چربی ها کاهش غذا است.




طبقه بندی: پیلاتس ویوگاوباراسل,مراقبه ومدیتشن ,آب درمانی، 
برچسب ها:target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،  

تاریخ : جمعه 27 تیر 1393 | 01:01 ب.ظ | نویسنده : میترا فامیلی | نظرات




طبقه بندی: طالع بینی، 
برچسب ها:target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،  

تاریخ : سه شنبه 17 تیر 1393 | 12:25 ق.ظ | نویسنده : میترا فامیلی | نظرات

طالع بینی یونانی

 

در گذشته ، مردم اعتقاد داشتند هر انسان ، عددی مخصوص به اسم خود را تا پایان عمر با خود حمل میكند ، این عقیده مربوط به یونانیان قدیم است !

یونانیان معتقد بودند از حروف الفبا برای عدد نویسی نیز میتوان استفاده كرد ، برای مثال : حرف لاتین A برای نمایش عدد 1 و B برای نمایش عدد 2 و الی آخر ...

اسم کامل یك نفر را به زبان لاتین بنویسید و سپس برای هر حرف یك عدد در نظر بگیرید ، از جدول زیر میتوانید استفاده كنید .

حروف و اعداد معادل

A = 1

B = 2

C = 3

D = 4

E = 5

F = 6

G = 7

H = 8

I = 9

J = 10

K = 11

L = 12

M = 13

N = 14

O = 15

P = 16

Q = 17

R = 18

S = 19

T = 20

U = 21

V = 22

W = 23

X = 24

Y = 25

Z = 26

عدد 1 » هوش ، ذكاوت و توانایی استدلال منطقی
عدد 2 » فردی با طبیعت آرام ، حساس و بذله گو
عدد 3 » فردی مبتكر و خلاق
عدد 4 » فردی عادل و دادگر
عدد 5 » فردی موفق در عشق و ازدواج
عدد 6 » انسان كامل و عاقل
عدد 7 » خوش شانس
عدد 8 » فردی دوست داشتنی با دوستان خوب
عدد 9 » فردی دارای ثروت و همراه با برکت و فراوانی

پس از عدد نویسی ، اعداد را با یكدیگر جمع كنید ؛ حاصل جمع یك عدد استثنایی است كه كلید آینده تان خواهد بود و هر چه عدد بزرگتر باشد ، آن فرد خوشبخت تر است .

یونانیان قدیم كه به این امر معتقد بودند علت پیروزی آشیل (Achilles ) قهرمان یونانی را بر قهرمان تروا ، ترواژن (Trojan ) بالا بودن مقدار عددی نام آشیل می دانستند و اعتقادشان بر این بود كه مقدر شده است ، آشیل بر ترواژن پیروز شود.

شاید داشتن یك اسم خوب ، خوشبختی را به شما هدیه كند اما همیشه صحت این مطلب تایید نمیشود ؛ چرا كه ممكن است دوست شما در حین محاسبه عددی نامتان ، دیكته خوبی نداشته باشد و در نتیجه در تعیین مقدار عددی نام شما اشتباه كند و یا به علت حسادت ، با تغییراتی در اسم خودش ، خود را خوشبخت تر از شما بداند !

مردم گذشته گاهی اوقات برای نام خوانی و عدد خوانی به نزد پیشگوها میرفتند و پیشگوها با عدد نویسی و نام خوانی ، آینده را پیش بینی میكردند .

نام خوان ها از چند روش برای پیشگویی آینده مردم استفاده میكردند ؛ در ابتدا اعداد مربوط به حروف نام او را مینوشتند و سپس همه آنها را با یكدیگر جمع میكردند.

اگر حاصل جمع عدد یك رقمی بود ، آن عدد كلید آینده آن فرد به حساب می آمد ؛ اگر حاصل جمع دو رقمی یا سه رقمی بود و ... بود آن قدر اعداد را با یکدیگر جمع میکردند تا عددی یک رقمی بدست بیاید.

یک مثال
فردی با نام مینا فروتن ، برای بدست اوردن طالع این فرد ابتدا نام او با حروف انگلیسی نوشته میشود :

۶ = ۲ + ۳ + ۱ = ۱۳۲ = ۱۴ + ۱ + ۲۰ + ۲۱ + ۱۸ + ۱۵ + ۶ + ۱ + ۱۴ + ۹ + ۱۳:Mina forutan

عدد ۶ ( انسان کامل ) عدد طالع این فرد میباشد و تعبیرش این است که این فرد در زندگی فرد موفقی بوده و از نظر شخصیتی انسان کامل و عاقلی خواهد شد.

شما هم میتوانید امتحان کنید!
برای نمونه نام خودتان را به زبان انگلیسی با دیكته صحیح بنویسید و سپس اعداد را با یكدیگر جمع كنید ؛ جمع كردن اعداد را تا زمانی كه عدد شما یك عدد یك رقمی مساوی 9 یا كوچكتر از 9 شود ادامه دهید.




طبقه بندی: طالع بینی، 
برچسب ها:target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،  

تاریخ : سه شنبه 17 تیر 1393 | 12:11 ق.ظ | نویسنده : میترا فامیلی | نظرات
تعداد کل صفحات : 332 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.